X
تبلیغات
یادداشت های بیداری

یادداشت های بیداری

بهار هم که نیاید ، با نگاه تو از شکوفه ها لبریز می شوم ؛ یا صاحب الزمان

دختر محجبه ای با ظاهر ساده از خیابان می گذشت پسرکی گستاخ از پیاده رو داد زد و به او گفت

چطوری سیبیلو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دخترک با خونسردی کامل تبسمی کرد و گفت: وقتی تو ابرو بر میداری مو رنگ می کنی و گوشواره میزاری منم

مجبورم سیبیل بزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:49 توسط رها| |

بهش گفتم: خدا رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: خدا حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره !
گفتم : پس چرا کاری که خدا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن خدا به ظاهر نیست ، به دله
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده
و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری
و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.
بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟
چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه!
دوست داشتن به دله
دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟



نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:44 توسط رها| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:42 توسط رها| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:42 توسط رها| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:40 توسط رها| |

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:39 توسط رها| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:38 توسط رها| |

جنازه پسرشونُ که آوردند
چیزی جزء دو سه کیلو استخون نبود
پدر سرشو بالا گرفت و گفت :حاج خانم غصه نخوری ها !!!
دقیقا وزن همون روزیه که خدا بهمون هدیه دادِش.....

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:35 توسط رها| |

                                     

در زبان انگلیسی واژه های

FriEND (دوست)

BoyfriEND (دوست پسر)

GirlfriEND (دوست دختر)

BestFriEND (بهترین دوست)

همگی سه حرف END (خاتمه) را بهمراه دارند.

اما کلمه FamILY (خانواده) سه حرف ILY را دارد که همان مخفف "I Love You" می باشد

و جالب است بدانید :


FAMILY= Father And Mother I Love You

GetBC(124);


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:29 توسط رها| |


 

تفاوت جنگ امروز باجنگ دیروز

همان جنگ است همان

فقط ابزار هایش تفاوت دارد

جنگ دیروز توپ تفنگ نارنجک بود

امروز تغییر کرده کیبوردی که در دست توست

اری فقط ابزارش تغییر کرده

اری ای جوان تو در جنگ نرم هستی

نگی که دشمن از تو قوی است

اگر در جنگ ۸ ساله تیر خوردند

الان با افتخار می گویند جانبازم

گر در جنگ ۸ ساله شهید شدند .الان خانواده هایشان افتخار می کنند

اما......

اگر در این جنگ ترکش بخوری دیگر درست نمی شود

دیگر نمی توانی با افتخار بگویی من جانباز جنگ نرم هستم

در این جنگ دوست عزیزم خیلی ها ترکش خوردن

جنگ همان جنگ است

با این تفاوت

که دیروز زن در پشت جبهه بود و

امروز در خط مقدم

با کفشهای

                                            پاشنه ی بلند!


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:26 توسط رها| |

چادر مشکی تو

برایت امنیت می آورد

خیالت راحت،

گرگ ها همیشه به دنبال شنل قرمزی هستند...



نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:23 توسط رها| |


دوستی از فرنگ برگشته بود ایران. بعد از یکی دو روز رفت تو خیابونای شهر گشتی بزنه و تجدید خاطره کنه. اما یه چیز به شدت اون رو شگفت زده کرده بود:

گفت: یعنی این همه زن روسپی تو خیابونای شهر فراوونه ؟! چقدر وضع مملکت خراب شده !

گفتم: اینقدرا هم که تو میگی خراب نیست؛ چرا همچین حرفی میزنی؟

گفت: مثلا این پوتین ها و کفش های پاشنه بلندی که پوشیدن!

. . .


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:19 توسط رها| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:12 توسط رها| |

برادری به تعداد نیست,به وفاداری است...

یوسف یازده برادر داشت و حسین تنها عباس را...

افسران - عباس، برادری همین است + صوت (ویژه برنامه گروه رادیو میقات)


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:7 توسط رها| |

همیشه وقتی از حجاب وحیا حرف میزنیم از خانم ها میگیم ...

از چادری ها میگیم....

اما امروزمیخوام بگم...

سلامتی هر پسری که ریش داره وبهش میگن پاچه بزی و خم به ابرو نمیاره...

سلامتی اونیکه پاتوقش مزار شهداس نه باشگاه کامبیز بدنساز...

سلامتی کسی که جای پرورش اندام وتزریق بازو پرورش ایمان میکنه وخودسازی...

سلامتی پسری که سَرشو خم میکنه تا سنگ فرش خیابونا ،

نه رودروی ناموس مردم....



نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 21:6 توسط رها| |

افسران - کاش اینطور  آب بنوشیم ...
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 13:32 توسط رها| |

افسران - به قول مادربزرگ های قدیمی که قربونشون بشم راست میگفتن
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 13:31 توسط رها| |


نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 13:24 توسط رها| |

 
آهاي خانوم كجا كجا،
خانوم بینیتون افتاده چسب زدین؟،
خانم شماره کفشمو بدم؟،
ببخشید شما چقدر شبیه دوست دختره آینده من هستین و......

هر روز سریه کوچه ای با دوستاش مینشست و به همه دختراهایی که رد میشدنند این متلک ها رومینداخت.و کلی میخندید.
 
حجاب & دختران & تیکه و متلک

نگاهش افتاد به یه دختر چادری .تا خواست از کنارش رد بشه .و یه  تیکه بندازه ، نتونست .
آخه هرچی فکر کرد نفهمید بابت چی متلک بگه!
با نگاهش رفتن دختر را دنبال کرد .

سرشو انداخت پایین که رفت توی فکر.
حواسش نبود یه دختر دیگه از کنارش رد شد و دوستاس متلک گفتند .
دوستش گفت رفیق حواست کجاست.
این دختر عجب تیکه ای بود  و ......

سرشو اورد بالا نگاهش افتاد به همون دختری که رفته بود.
خواهرش بود.....!؟


نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 13:12 توسط رها| |

درکلاس بحث این بود که چرا بعضی از پسرهایی که هر روز بایک دختری ارتباط دارند، دنبال دختری که تا به حال با هیچ پسری ارتباط نداشته اند برای ازدواج می گردند! اصلا برایمان قابل هضم نبود که همچین پسرهایی دنبال این طور دخترها برای زندگیشان باشند!
این وسط استادمان خاطره ای را از خودش تعریف کرد:
ایشان تعریف میکردند من در فلان دانشگاه، مشاور دانشجوها بودم، روزی دختری که قبلا هم با او کلاس داشتم وارد اتاقم شد، سر و وضع مناسبی از لحاظ حجاب نداشت، سر کلاس هم که بودیم مدام تیکه می انداخت و با پسرا کل کل می کرد و بگو بخند داشت، دختر شوخی بود و در عین حال ظاهر شادی داشت.
سلام کرد گفت حاج آقا من میخواستم در مورد مسئله ایی با شما صحبت کنم، اجازه هست؟

گفتم بفرمایید و شروع کرد به تعریف کردن.
"راستش حاج آقا توی کلاس من خاطر یه پسرَ رو میخوام، ولی اصلا روم نمیشه بهش بگم، میخوام شما واسطه بشید و بهش بگید، آخه اونم مثل خودم من خیلی راحت باهام صحبت میکنه و شوخی میکنه، روحیاتمون باهم می خوره، باهم بگو بخند داره، خیلی راحت تر از دختر های دیگه ای که در دانشکده هستن بامن ارتباط برقرار میکنه و حرف میزنه، از چشم هاش معلومه اونم منو دوست داره، ولی من روم نمیشه این قضیه رو بهش بگم میخواستم شما واسطه بشید و این قضیه رو بهش بگید."
حرفش تمام شد و سریع به بهانه ایی که کلاسش دیر شده از من خداحافظی کرد و رفت.

در را نبسته همان پسری که دختر بخاطر او بامن سر صحبت رو باز کرده بود وارد اتاق شد...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 13:8 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 

عشق يعني باخدا تنها شدن



نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 18:58 توسط رها| |

خواهرم!

شما خستہ نشدے از جلوه نمایے تن در بازار اسیران هوے و هوس ؟!

خستہ نشدے از حقارت و ذلالت ؟!

خستہ نشدے از خون کردن دل مہدے فاطمه (س) ؟!

خستہ نشدے از عہد شکنے های پیاپے ات با خداوند ؟!

مرگت کہ رسید ؛

جسمے کہ سالها مایہ ے فخر فروشے و جذب نگاه هاے هرزه بوده رهایت مےکند

آن وقت تو هستے و کوهے از گناه ...

تو هستے و نگاه هاے تحقیر آمیز

تو هستے و نگاه هاے اهل بیت و شہداء

کمے به خودت بیا….


نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 14:49 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 

دارم قساوت قلب می گیرم! از بس در اخبار، خون ِ شیعه دیده ام و کاری از دستم برنیامده. بی انصافی است اگر آن ها را از دعایمان هم محروم کنیم. خدا را به خودشان قسم می دهم

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 17:49 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 


امام صادق علیه السلام فرمودند:
النَّاسُ ثَلاثَةٌ،عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ غُثَاءٌ

مردم سه گروه اند
دانشمند و دانشجو و خاشاك روی آب

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 17:48 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 


نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 17:45 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 

خواهرم ،


اگه به این روز اعتقاد نداری ،




گِله ای نیست.

همینطوری بگرد !!




نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 12:2 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 

...پـــنــــج مــتــــر پـــارچـــه مــــشکـــــی... به خودی خود، معنایی نهفته ندارد ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، سراسر نشانه ی تسلیم است در برابر رب.


...پـــنــــج مــتــــر پـــارچـــه مــــشکـــــی... به خودی خود، جز تیرگی نیست ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، نور است در برابر ظلمت شیطان و وسوسه هایش.



...پـــنــــج مــتــــر پـــارچـــه مــــشکـــــی... به خودی خود، جز سنگینی نیست ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، سنگینی مسئولیت او در برابر خانواده و اجتماع را یادآور می شود.



...پـــنــــج مــتــــر پـــارچـــه مــــشکـــــی... به خودی خود، پاسداری را نمی شناسد ، اما وقتی چادری شد بر سر زنی مسلمان، یاری می کند زن مسلمان را در پاسداری از ارثیه ی پرارزش دلیل آفرینش.



نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 11:32 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 


رضایت نامه را گذاشت جلوی مادرش.
چه امضا بکنی ،چه امضا نکنی ،من میرم!

اما اگر امضا نکنی من خیالم راحت نیست.

شاید هم جنازه ام پیدا نشه!

در دل مادر آشوبی به پا شد.

رضایت نامه را امضا کرد.

پسر از شدت شوق سر به سر مادرش میگذاشت.

-جنازه ام را که آوردند ، یه وقت خودت را گم نکنی .

بیهوش نشی هااا

چــــــــادرت را هم محکم بگیر!

تو چه با غیرت نگران چــــــــادر مادرت بودی

و مردان شهر من چه راحت چـــــــــــــــادر از سر زنانشان برداشتند.

من از گفتن شرمنده ام شرم دارم!!!


نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 11:29 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 

میخوام از کســی بگم که اینـــروزهــــــا خیلی غریبهـــ

 میگن شـــآید این جمعهـــ بیــــــاید...شــاید

ولیــــــــــ من میگم اگه آدم شیـــم سه شنبه هم می آیـــــــد!

میگــن منتظرشنـــ...دوسش دارنـــ...از تهـــ دل آیـــــــــا؟یا چون شناسنامه ای مسلمونیم؟

پس چرا یاریش نمیکنید فقط ادای دوست داشتنو درمیارید؟

تاوقتیـــــــــــــــ که:

شکلک های رمیــ ـنآ تا وقتی خـیــآبونهـــــــــا پراز عروسکـــ های خوش آب ورنگ ولی  یه بار مصرفهـــ

شکلک های رمیــ ـنآتا وقتی زنای شوهر داری هستند که  یواشکی بادوستـ پسراشون قرار میذارنـ

شکلک های رمیــ ـنآتاوقتی مردای زن وبچه داری هستند که باج میدن تا گند رابطه هاشون درنیاد

شکلک های رمیــ ـنآتا وقتی دخترایی هستندکه میدونن آخر دوستی چی انتظار شونو میکشه ولی بازم...

(مثال اینان مثل جوجه تیغی هایی ست که هرسال به طور غریزی

 میرن تو اتوبان و زیر ماشین له میشن چون عقل ندارن)

تو که داری بفهم خودتو بازیچه دستها نکن روح خدا درتو دمیده شده

چطور میتونی این روح رو به گناه دستمالی کنی؟

شکلک های رمیــ ـنآتاوقتی پسرایی هستن که مدتها به بهونه ازدواج به  دنبال شهوتــ چندین نفررو فریب میدنـ 

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآتا وقتــــی اینـــــ ها تو جامعـــه ما که  مثلا جامعه اسلامی هست وجوددارهشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ

امام زمان ما تنهاست آیــا کسی هست که اورا یاری کند؟

حالا فهمیدی چرا غریبهـــ  امام زمانـ؟؟؟

حتی از امام حسین هم غریبتـــره میدونی آیـا؟

بدونـــ کهـــ امام زمانـــ گم نشده این ماییم که اونو گم کردیم

"یـــــآ فـــارِسَ الْحِجـــــــآز اَدْرِکْنـــــــی"

قضاوتــــــــــ تنها

سه نقطه سرخط...



نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 11:28 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 


نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 11:26 توسط رها| |
طبقه بندی: حجاب ...حجاب ...حجاب ... 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin
لوگوی دوستان